مرثیه ای برای آموزش و پرورش

مرثیه ای برای آموزش و پرورش

روز شنبه، تکیف وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش معلوم خواهد شد و با توجه به حجم گسترده رایزنی ها، احتمال دارد بطحایی با رایی لرزان و ضعیف، به مسند آموزش و پرورش بنشیند و این، از عجائب ایران است که ضعیف ترین معاون فانی، هوای وزارت به سرش می افتد و آنان که تا همین چند روز پیش او را ضعیف و ناکارآمد می دانستند، در طرفه العینی، رای عوض می نمایند و به جبهه ی حامیان وی می پیوند.

 باری، اینک سخنم اصلا بر سررای آوردن و یا رای نیاوردن بطحایی نیست، مسله بر سر تحقیر آموزش و پرورش  است در مجلس؛ روزی که قرار بود موافقان و مخالفان بطحایی به ذکر ادله خود بپردازند و محمد بطحایی نیز از برنامه هایش دفاع کنند، به گمان من، آموزش و پرورش به بدترین شکلی، تحقیر شد. حق این است که نه موافقان بطحایی و نه مخالفانش، ادله ی قوی ای برای حمایت یا مخالفت با  او ارائه نکرند؛  فاجعه آن جا  است که آن نماینده که ادعای اصلاح طلبی اش گوش همه را کر کرده، به جای ذکر دلیل، ما را حواله می دهد که به روحانی اعتماد کنید؛ یعنی اگر ما از او  بپرسیم چرا باید بطحایی وزیر شود؛ او چشم بر همه ی ادله ای که در نقد بطحایی وجود دارد می پوشاند و می گوید اعتماد!! به روحانی اعتماد کنید! و یکی از غیر عقلانی ترین و غیر اخلاقی ترین سخنان را بر زبان جاری می کند. یکی در آن میان نبود از او بپرسد اگر قرار بود در همه چیز به رییس جمهور منتخب اعتماد کنیم؛ پس دیگر چه نیازی به مجلس و قوه قضائیه و دیگر نهادها داشتیم؟ در قرآن هم می خوانیم که فرشتگان به هنگام آفرینش آدم، زبان به نقد خداوند گشودند و به وی اعتراض کردند؛ اما مدعیان و نیز برخی کاسبان اصلاح طلبی، ما را به موافقت چشم و گوش بسته دعوت می نمایند و معلوم نیست این دعوتِ خرد ستیز، چه نسبتی با اخلاق و عقلانیت دارد؟

یا آن نماینده دیگر، که ماه ها از اختلاس در صندوق ذخیره سخن گفته بود و مطبوعات را با سخنانش آکنده کرده بود، به ناگاه فراموش کرد که محمد بطحایی، در هنگام تخلفات در صندوق، نایب رییس هیات امنا بوده است و مطابق اساس نامه، وزیر آموزش و پرورش و نایب رییس آن، مبسوط الید هستند و انتخاب همه اعضای هیات امنا و نیز هیات مدیره، از جانب آن ها است. و نیز فراموش کرد که تا یک هفته قبل از دستگیری شهاب الدین غندالی، بطحایی با شدت و حدت از عملکرد وی دفاع می کرد و منتقدانش را هجوم آورندگان به معیشت معلمان می دانست. 

آیا تخلفات گسترده در صندوق ذخیره فرهنگیان، نشان گر سوء مدیریت وزیر اسبق و نایب رییسش نیست؟ افت 2000 تومانی سود صندوق و افزایش 7 برابری هزینه های دفتری نشان گر سوء مدیریت نیست؟ عمق فاجعه آن جا است که موافقان مصلحت طلب بطحایی، می گویند تا قوه قضاییه حکم ندهد، نمی توان داوری نمود! آیا قوه قضاییه برای سوء مدیریت و نا کارآمدی قرار است حکم صادر کند؟ تمام اعداد و ارقامی که در سایت خود صندوق ذخیره هم هست، نشان گر ناکارآمدی فانی و معاونش بوده است. آیا واگذاری ماشین های لوکس به مدیران، بدون اطلاع فانی و بطحایی بوده است؟  – که اگر بوده عذر بدتر از گناه است – حاشا و کلا؛ و محمد بطحایی به جای پاسخ به این سوالات، می گوید ماشین من ال نود سال 88 است! و حتی پسته هم از صندوق ذخیره نگرفته ام! استدلال نامزد وزارت را نگاه کنید! خجالت آور نیست؟ آیا نباید برای آموزش و پرورشی که وزیر احتمالیش این گونه استدلال می کند، خون گریست؟دچار اما این تمام ماجرا نیست. دفاع بد و لرزان محمد بطحایی و عدم توجه مجلسیان به او برنامه هایش، به خوبی نشان داد که بطحایی این کاره نیست و نخواهد توانست این کشتی طوفان زده را به ساحل رهنمون شود. کافی است سخنان او را در کنار سخنان جهرمی، جوانکی که کل مجلس را تحت تاثیر سخنرانیش قرار داده بود، بگذارید تا  اوضاع خفت بار آموزش و پرورش را بیش از پیش حس کنید. بگذریم از این که برخی می گویند، بطحایی برای ورود به مجلس و عبور از گیت های آن، دچار مشکل شده و کسی به وی توجهی نکرده است و در نهایت، یکی از نمایندگان او را به مجلس آورده است!

اما بطحایی چه گفت؟ بطحایی در همان گام اول، به جای آن که از تعلیم و تربیت و مدرسه سخن را آغاز کند، از نفت سخن به میان آورد! او گفت: “تا یک ماه دیگر نسلی روانه کلاس می‌شوند که همچنان در مدرسه درس می‌خوانند که بنیانش وابسته به نفت است و  زمانی آن را ترک می‌کنند که دیگر نفتی نیست.” بطحایی گویا گمان کرده بود وزیر اقتصاد یا رییس سازمان مدیریت است! که باید نسبت به اتمام نفت در 12 سال آینده هشدار دهد! آیا این تحقیر نیست؟ آیا این مظلومیت آموزش و پرورش نیست که وزیر اش نقطه آغازش مسئله نفت است؟ البته این نقطه ی شروع او،  به خوبی نمایانگر آن است که سازمان مدیریت، چه خوابی برای آموزش و پرورش دیده است؛ صرفه جویی؛ صرفه جویی؛ صرفه جویی. سازمان مدیریت، به جای آن که مطابق برنامه چشمانداز علمی کشور، بودجه آموزش و پرورش را به 7 درصد از تولید ناخالص داخلی برساند، می خواهد در همین یک درصد فعلی هم صرفه جویی کند و چه کسی بهتر از بطحایی، می تواند این کار را به سرانجام برساند؟ شلوغی کلاس ها  و کمبود معلم را نمی بینیم؟ معلمان طرح خرید خدمات با 500 هزار تومان حقوق و نه ماه بیمه جلوی چشممان نیست؟ نابود کردن بیمه طلایی و تاسیس بیمه صندوقی برای صرفه جویی و حذف خدمات را به یاد نداریم؟ کاهش بند سایر بودجه سال 95، که به حقوق و دستمزد حق التدریسان و بیمه طلایی مربوط می شد، از خاطرمان رفته است؟ تاخیر فراوان در پرداخت پاداش بازنشستگان را فراموش کرده ایم؟ بودجه ضعیف سال 96، به رغم افزایش چشمگیر رشد اقتصادی، این درس را به ما نیاموزاند که بطحایی مرد این میدان نیست و نمی تواند از پس سنگینی بار آموزش و پرورش برآید؟ تضعیف بیش از پیش مدارس دولتی را در برابر چشممان نیست؟

 

بطحایی قطار آموزش و پرورش را نه تنها به ریل نخواهد آورد، که با شتاب بیشتری، به دره خواهد برد. زمان این را نشان خواهد داد. بنابراین سزا است که در غم آموزش و پرورش مرثیه ای بخوانیم و سوگواری کنیم.

من به روحانی رای داده ام و باز هم رای می دهم، اما  نمی توانم او را به خاطر رفتارش با آموزش و پرورش ببخشایم. بعید می دانم کودکان این سرزمین هم او را به خاطر این اهمال و عدم توجه اش ببخشایند.

درباره نویسنده

4098مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

تمام حقوق این سایت برای © 2017 پايگاه خبري - تحليلي هيوانیوز. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی